من بی تو تو بی من یعنی حسرت
تقدیم به تک ستاره قلبم که نفسم با نفس او جان می گیرد و تا جان در بدن دارم فریاد میزنم که دوستش دارم
خیلی دیر اومدی

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا!!
حال که من از دست و پا افتاده ام حالا چرا!!!!!

فقط سکوت
فقط سکوت میکنم چون خود بلند ترین فریاد است
فریاذی از ته د ل
از آنجا که غم سرچشمه میگیرد
گل عشق میروید
و نفرت می جوشد
فقط سکوت میکنم چون به من اجازه ی دیدن میدهد
دیدن هر آ نچه فریاد نمی گذارد ببینم
چشمانم را میبندد و مرا در خشم حل می کند
چقدر زیباست نشانه ی رضایت
پس
فقط سکوت میکنم چون زیبایی را دوست دارم.
|+| نوشته شده توسط مجید و فاطمه در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 11:6 بعد از ظهر |


