من بی تو تو بی من یعنی حسرت
تقدیم به تک ستاره قلبم که نفسم با نفس او جان می گیرد و تا جان در بدن دارم فریاد میزنم که دوستش دارم
زندگی تارپودم هستی و نیستی عشقم گلم
بازوانت را به مستی حلقه کن بر گردنم
تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم
چهره زیبایی خود را از رخ من وا مگیر
جز به آغوش چمن یا دامن من جا مگیر
من تو را تا بی کران ها
من تو را تا کهکشان ها
از زمین تا اسمان ها
من تو را همچون احورا
من تو را همچون مسیحا
همچو عطر پاک گلها
دوست دارم می پرستم
|+| نوشته شده توسط مجید و فاطمه در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 0:7 قبل از ظهر |


