من بی تو تو بی من یعنی حسرت
تقدیم به تک ستاره قلبم که نفسم با نفس او جان می گیرد و تا جان در بدن دارم فریاد میزنم که دوستش دارم
قسم به غمه ی با ران
بمان بها نه ی من
بدون تو تپش آفتاب کمرنگ است
به هر کجا که روی
هر زما ن و هرلحظه
دلم همیشه برای نگاه تو تنگ است
|+| نوشته شده توسط مجید و فاطمه در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 10:20 بعد از ظهر |
به اشتياق اولين دانه برف، به تحمل آخرين برگ پاييز، به گرماي تن خورشيد و به زيبايي
آسمان شب قسم مي خورم كه دوستت دارم
|+| نوشته شده توسط مجید و فاطمه در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 2:48 بعد از ظهر |
نميخوام دست بذاری تو دست من بـشـينـي زل بزني توی چشام نميخوام
بـهم بـگي عاشقمي بگي من خرابتم ، تو رو ميخوام نميخوام هديه بياری
واسه من يا شبـا گل بـذاری رو دفـترم نميخوام نامه بدی نامه رسون
بـنـويسي تو نباشي پـرپـرم نميخوام وقتي چشام بارونيه سر بذاری روی
شونه های من يا بگي گريه نكن عـزيزِ من بزني بـوسه به گونه های من
نميخوام فقط تو عاشقم باشي فرصت عاشقي رو به من بده نميخوام عشقِ
تو كورم بكنه راهِ عشق ما نـشـه يـكـطـرفه
|+| نوشته شده توسط مجید و فاطمه در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 2:43 بعد از ظهر |


