
سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت
سفری که برنگشتم،گم شدم توی نگاهت
یه دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود
چشم تو مثل یه سایه ،همه جا همسفرم بود
من همون لحظه ی اول آخر راه می دیدم
تپش عشقمو تو رگهام عاشقونه می شنیدم
وای اگر،همسفرم
بعد از این در سفر
بی تو من تنها باشم
سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت
سفری که برنگشتم،گم شدم توی نگاهت
یه دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود
چشم تو مثل یه سایه ،همه جا همسفرم بود
من همون لحظه ی اول آخر راه می دیدم
تپش عشقمو تو رگهام عاشقونه می شنیدم
وای اگر،همسفرم
بعد از این در سفر
بی تو من تنها باشم


بايد سکوت کرد...
وقتی ديگر توانی برای فرياد نمانده است...
وقتی حنجره هامان از فرياد های پنهانی مان به ستوه آمده اند.
وقتی کابوس های شبانه واقعيتی باور نکردنی را به تصوير می کشند...
وقتی زندگی را با اميد به بار نشستن آرزوها از کف داديم و آرزوها را نيز!!
وقتی ديگر نه صدايی در گلو باقی است و نه توانی برای فريادی از سر درد....
وقتی نه گوشی است که بشنود و نه دلی که بلرزد...
سکوت می کنيم..
گرچه...
سکوتمان از رضايت نيست...
تن به غروب داده ایم
ولی حقمان غروب نیست.
به دوری دل سپرده ایم ٬ به امید قربت.
و به بازگشت چشم دوخته ایم اندر آرزویی محال.....


... زیبای مهربونم، با من همیشه همراهی. می خوام با تو بیام به تمام
جاهایی که دوست داری و با تو بتونم بهتر ببینم. لذت دیدن زیبایی ها در
دیدن کنار تو هست. تو چشمم رو به سمت زیبایی ها باز می کنی و
همیشه به من توجه می دی. دلم می خواد با تو باشم، با تو بمونم و برای
تو زندگی کنم ... با تو میام هر جا که بگی. می خوام فقط با تو و کنار تو
باشم. می خوام از تو بگم، از تو بشنوم، و از تو بنویسم. می خوام تو رو
ببینم با همه خوبی هایی که ازت سراغ دارم ... بگم الان دلم برات تنگ
شده باور می کنی؟ خیلی دلم تنگ شده. همه ی لحظه هام رو با تو می
خوام ... دوستت دارم نازنینم ... به من بگو، از همه ی چیزایی که دوست
داری بگو ... کاش بتونیم با هم به همه ی جاهایی که دوست داری بریم و
با دیدن شادی و رضایت تو دل من هم شاد بشه ... با تو همه چی دارم
عزیزم، چون همه ی زندگی منی ... دوستت دارم زیبای دوست
داشتنیم ...
همیشه همراهت![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ان دم که نگاهم به نگاهت بر خورد بی اختیار در دام محبت
چشمانت اسیر شدم هرگز ندانستم چرا و به چه نشان دوستت
دارم اما همین اندازه دانستم که نامت معنای عشق را در بر دارد
چرا که تمام وجودم ذره ذره به نام توست
دوست دارم تا اخرين باقيمانده ی جانم تو را عاشق كنم


