من بی تو تو بی من یعنی حسرت
تقدیم به تک ستاره قلبم که نفسم با نفس او جان می گیرد و تا جان در بدن دارم فریاد میزنم که دوستش دارم
تحمل كردن زيباست اگه قرار باشه روزي به تو برسم،انتظاراسان است اگه قرار باشه دوباره تو رو ببينم ،زندگي شيرين است اگه قرار باشه مزه دستان تو رو بچشم،مشكلات حل مي شود اگه قرار باشه يه روز به پاي تو بميرم،اشكها همه به لبخند تبديل مي شود اگه قرار باشه يك بار تو رو ببوسد ،لبخندها همه به اشك تبديل مي شوند فقط اگر ببينم خيال رفتن داري،زندگي ام مي سوزد اگه بفهمم از من دلگير شدي،اما بدون دوست دارم از پشت همه اين فاصله ها از پشت اين همه حرف دوستت دارم



کاش می دانستید که زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی حس جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگر اغاز حیات
تا به جایی که خدا می داند

|+| نوشته شده توسط مجید و فاطمه در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:49 بعد از ظهر |
دختری کنار دریا گیس آبو شونه می کرد
وقتی دست می کرد تو موجها دریا رو دیوونه می کرد
واسه ابرا آرزو بود زیر پای اون بمیرن
ماهیها صف می کشیدن که یه روز اونو ببینن
وقتی راه می رفت رو شنها قدماش خیلی گرون بود
زیر پای اون نشستن آرزوی این و اون بود
پریا برای دختر روی آب خونه می ساختن
صدفها برای سینه اش مروارید به هم می بافتن
ولی تو چشم سیاه دخترک یه غمی نشسته بود
یه چیزی که آروم آروم دلشو شکسته بود
اما هیچ کس نمی دید قطره اشکو روی گونه اش
اما هیچ کس نمی پرسید چه غمی داره رو شونه اش
|+| نوشته شده توسط مجید و فاطمه در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 6:54 بعد از ظهر |


