
اجازه هست عشق تورو تو کوچه ها داد بزنم ؟
رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟
اجازه هست مردم شهر قصه مارو بدونن
اسم منو عشق تورو توی کتابا بخونن
اجازه هست که قلبمو برات چراغونش کنم
پیش نگاه عاشقت چشمامو قربونیش کنم
اجازه می دی تا ابد سر بزارم رو شونه هات
روزی هزارو صد دفعه بگم که می میرم برات
اجازه می دی که بگم حرف عاشقانه هام تویی
دلیل زنده بودنم درد ترانه هام تویی
اجازه دارم به همه بگم که تو مال منی
ستارها اینو میگه که تو اقبال منی
اجازه هست جار بزنم بگم چه قدر دوست دارم
اجازه تو دست تو اجازه من دست تو
خنده من خنده تو شکست من شکست تو
آره عزیز اجازه هست قصه ام را با انتظار با تو ادامه بدم ؟!

باورکن گلایه ای از تو نیست تو خوبتر از آنی که گلایه ای از تو داشته باشم
گلایه از خودم و ویرانه های قلب خودم است که ذره ذره فرو می ریزند
و اینک احساس میکنم جزیرانه ای از من باقی نیست که اگر اندکی
امید در من زنده شد به یمن قدم تو بود باور کن به جان تو سوگند از تو
گلایه ای نیست اگر بگذاری و بگذری آمدنت درست به موقع بود
آمدنت مثل نزول پیامبر بر قومی از دست رفته درست بموقع بود
تقدیم به همدم شبهای تارم
آدم خوار: انساندوست افراطی!
آدم مغرور: كسی كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد: يه وجب بلند تر بزن!
احمق: كسی كه دختر همسايه را در تاريكی نبوسد!
ادب : يعنی كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتی اگر به كمك احتياج نداشته باشد!
ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بيشتر تقلب كند!
الكل : مايع گرانبهايی كه همه چيز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را!
اوراقچی : تنها موجودی كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند!
ايده آل : شوهری كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتی كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد
بز بيار : فلك زده ای كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد!
بوسه : تصادفی كه فقط يك سيلی به آدم ضرر می زند!
بيست سالگی : دورانی كه پسر ها دنبال معشوقه می گردند ، دختر ها دنبال شوهر!
چشم : عضوی كه چشم چرانها با آن ارتزاق می كنند!
خسيس : كسی كه وقتی خانه اش آتش می گيرد برای اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش
خوش بين : مردی كه تصور كند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی كند گوشی را خواهد
دوران تجرد : دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود!
رفيق : كسی كه هميشه به شما مقروض است!
رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف!
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال!
سو ء ظن : سعی در دانستن چيزی كه بعدا" انسان آرزو می كند ای كاش آنرا نمی دانست!
عشق : دردسری كه برای فراموش كردن آن بايد عشق تازه تری پيدا كرد!
سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنی او را می بوسد صورتش ماتيكی نمی شود!
سنجاق قفلی : تنها قفلی كه بدون كليد باز می شود!
ماچ : بوسه ای كه هنوز رنگ آرتيستی نگرفته!
مرد مجرد : كسی كه هنوز عيوبی دارد كه خودش نمی داند!
معجزه : دختر خانمی كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود!
موش : خانم هايی كه نصف شب به جيب شوهر هايشان شبيخون می زنند!
هالو : شوهری كه دستكش ظرفشويی را بجای اندازه دست خودش ، اندازه دست زنش


خدایا امشب برای بار دوم اومدم تا بهت تلفن بزنم
تا دویاره گرمی نگاهت و حس کنم
ولی افسوس می خورم به خاطر این همه گناه و هرگز
نمی تونم سرم و بالا بگیرم و به تو خیره بشم

اینگونه زندگی کن :
ساده اما زیبا
مصمم اما بی خیال
متواضع اما سربلند
مهربان اما جدی
سبز اما بی ریا

عاشق اما عاقل

بابا وایسا دیگه نمی تونم
کاش می تونستم
برای یکبارم که شده بهش رو بندارم وبگم تنها نذار
کاش می تونستم
یک ذره تلاش می کردم تا اون و عوضش کنم و نذرام
برای همیشه تنها بمونم !»
![]()


غریبونه شکستم
من اینجا تک و تنها
دل خسته ترینم
در این گوشه دنیا
ای بی خبر از عشق
نداری خبر از من
روزی تو می آیی
نمانده اثر از من


خسته ام
خسته ام خسته از این خواب عبس
خسته ام خسته از همه ، همه کس
خسته ام خسته از رهایی ها
از خداحافظی ، جدایی ها
خسته ام خسته از این گم گشتن
بی هدف دل را به دنیا بستن
خسته ام خسته ولی چاره کجاست ؟
چه کسی مثل من در این دنیاست ؟
تا بفهمه تا قلم در دست هست
باز امید روز بهتر هست
که بگه تا امید در قلب هست
خستگی هم تحملش سهل است
گله ای بود ساده
ق شعر بودن

پنجره زیباست اگر بگذارند
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
من از اظهار نظر های دلم فهمیدم
عشق صاحب فتواست اگر بگذارند

میمیرم از پا می افتم
به تو گفتم خودمو میکشم و پر میزنم تو آسمونا
بگو گفتم یا نگفتم
به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات
چشاتم تنهام گذاشتن
مگه بهت نگفته بودم
بی تو روزگار من تیره و تاره
حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره
دیگه جون نداره دستام آخر قصه رسیده
عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده

ببخش عزیزجونم دلم جونی کرده با تو اگه یه لحظه نامهربونی کرده
چه سرنوشت خوبی وقتی خود خدا هم واسه دل کوچیکت پا در میونی کرده
عروس خوب قصه قشنگ آرزوهام وقتی که خیلی تنهام قهر نکن با چشمهام
قهر نکن عشق من قهر تو آتیشمه من نمیخوام بسوزم وقتی دلت پیشمه
برای داشتن تو چه راه دوری رفتم دلم میخواد بدونی راهو چه جوری رفتم

تو این روزهای بی کسی هر کی به فکر خودشه
من که بریدم از همه دلم فقط به تو خوشه
وقتی تو هستی دلخوشی بی خودی پرپر نمیشه
دلواپسی در بدره چشم منم تر نمیشه
به جر تو پای هیچ کسی به فکر من وا نمیشه
شب سیاه بی کسی بی تو که فردا نمیشه
من که دلم با بودنت جون میگیره تازه میشه
راستی نگفتی نازنین دل شما به چی خوشه ؟
تقدیم به همهء اونهایی که گرمی عشق رو حس کردن![]()




